تحلیل فنی فردا درباره آتش بس دو هفته ای ؛

چه شد که ورق برگشت؟

کد خبر: 1395053

آتش‌بس فعلی، بیش از آنکه پایان یک جنگ باشد، آغاز یک نظم جدید است؛ نظمی که در آن ایران، نه به‌عنوان یک بازیگر تحت فشار، بلکه به‌عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده ظاهر شده است.

چه شد که ورق برگشت؟

مصطفی صادقی : آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، اگرچه در ظاهر یک توقف موقت درگیری تلقی می‌شود، اما در سطح عمیق‌تر، نشانه‌ای از تغییر در هندسه قدرت منطقه‌ای و بازتعریف قواعد بازی است. طرح ۱۰ ماده‌ای ایران که صرفاً یک پیشنهاد صلح نیست؛ بلکه یک بسته جامع امنیتی-سیاسی با پیامدهای راهبردی است.

طرح ۱۰ ماده‌ای؛ از «آتش‌بس» تا «معماری امنیتی جدید»

اگر بخواهیم به شکل فنی این متن را بررسی کنیم ؛ در نگاه اول، بندهای این طرح شامل مواردی چون لغو تحریم‌ها، خروج نیروهای آمریکایی، پرداخت غرامت و ایجاد سازوکار امنیتی در تنگه هرمز است. اما در سطح تحلیلی عمیق تر ، این موارد را می‌توان در سه محور کلیدی دسته‌بندی کرد:

الف : بازپس‌گیری حاکمیت ژئوپلیتیک

ب: تحمیل هزینه جنگ به طرف مقابل

ج: نهادینه‌سازی برتری امنیتی ایران در منطقه

مهم‌ترین بند این طرح، کنترل عملیاتی تنگه هرمز است؛ نقطه‌ای که شریان حیاتی انرژی جهان محسوب می‌شود. واگذاری نقش نظارتی به ایران، در واقع به معنای پذیرش یک واقعیت استراتژیک از سوی غرب است: ایران نه‌تنها یک بازیگر منطقه‌ای، بلکه تنظیم‌کننده جریان انرژی جهانی است.

حالا سوال اساسی این است که  چرا این طرح، «امتیاز دادن» نیست بلکه «امتیاز گرفتن» است؟ برخلاف روایت برخی رسانه‌های غربی، این طرح نشان‌دهنده عقب‌نشینی ایران نیست. بلکه داده‌های میدانی و تحلیل‌های مستقل از جمله گزارش‌هایی که در فضای رسانه‌ای مانند Middle East Spectator منتشر شده نشان می‌دهد که موازنه نظامی در طول درگیری به‌گونه‌ای تغییر کرده که دست برتر در میدان به ایران منتقل شده است. 

بحران ذخایر رهگیر در اسرائیل و متحدانش

کاهش شدید ذخایر دفاعی در اسرائیل و کشورهای خلیج، یک نقطه ضعف راهبردی جدی است. حتی با ورود آمریکا، ظرفیت تولید و جایگزینی این ذخایر در کوتاه‌مدت وجود ندارد. این یعنی استمرار جنگ، هزینه‌ای تصاعدی برای طرف مقابل دارد.

آتش‌بس، فرصتی برای ایران نه برای اسرائیل

برخلاف ادعای رایج، آتش‌بس لزوماً به معنای فرصت برای تجدید قوا نیست، حداقل نه برای اسرائیل. زیرساخت‌های لجستیکی آمریکا از قبل فعال بوده‌اند و انتقال تجهیزات حتی در زمان جنگ نیز انجام می‌شده است. بنابراین، آتش‌بس مزیت جدیدی برای آن‌ها ایجاد نمی‌کند.

در مقابل، ایران در این بازه زمانی می‌تواند:  پایگاه‌های موشکی را بازآرایی کند ، سامانه‌های پرتاب را پراکنده‌تر و غیرقابل شناسایی کند ، توان عملیاتی خود را به‌صورت نامتقارن افزایش دهد و این یعنی آتش‌بس، عملاً «عمق استراتژیک» ایران را افزایش می‌دهد.

کاهش اهرم فشار نظامی آمریکا

مداخله نظامی انجام شده و به اهداف اعلامی نرسیده است. این موضوع، یک پیام مهم دارد: ابزار نظامی دیگر کارایی سابق را ندارد. در نتیجه، واشنگتن در مذاکرات با دست خالی‌تری نسبت به قبل وارد می‌شود.

واکنش‌ها در غرب؛ نشانه‌های یک عقب‌نشینی پنهان

اظهارات تحلیلگران آمریکایی در چند ساعت اخیر نشان می‌دهد که حتی در داخل آمریکا نیز این توافق به‌عنوان یک امتیازدهی قابل توجه تلقی شده است. اشاره به واگذاری کنترل تنگه هرمز یا پذیرش لغو تحریم‌ها، نشان‌دهنده سطحی از انعطاف است که پیش از این سابقه نداشته است.

از سوی دیگر، تحلیلگرانی مانند تریتا پارسی این روند را یک «عقب‌نشینی تاکتیکی با پوشش رسانه‌ای» توصیف می‌کنند؛ جایی که تهدیدهای لفظی، جایگزین شکست در میدان شده‌اند.

آتش‌بس دو هفته‌ای؛ یک وقفه یا نقطه عطف؟

این آتش‌بس را نمی‌توان صرفاً یک توقف موقت دانست. بلکه باید آن را یک «پنجره تنظیم مجدد» برای هر دو طرف تلقی کردبا این تفاوت که ایران در میدان دست بالا را به‌دست آورده ، ابزارهای فشار اقتصادی و انرژی را در اختیار دارد و اکنون در میز مذاکره نیز از موقعیت تقویت‌شده وارد می‌شود در مقابل اما ایالات متحده با فشارهای داخلی، محدودیت‌های نظامی و هزینه‌های فزاینده جنگ مواجه است.

اگر این طرح به‌طور کامل یا حتی نسبی پذیرفته شود، باید آن را نه یک توافق معمولی، بلکه یک پیروزی راهبردی برای ایران دانست. پیروزی‌ای که نه صرفاً در میدان نبرد، بلکه در تغییر قواعد بازی و تحمیل واقعیت‌های جدید به طرف مقابل شکل گرفته است.

آتش‌بس فعلی، بیش از آنکه پایان یک جنگ باشد، آغاز یک نظم جدید است؛ نظمی که در آن ایران، نه به‌عنوان یک بازیگر تحت فشار، بلکه به‌عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده ظاهر شده است.

۰

دیدگاه تان را بنویسید