یادداشت تحلیلی فردا در مورد تازه ترین واکنش ترامپ

شکست مهندسی متن علیه ایران

کد خبر: 1399370

متن ایران، متن عقب‌نشینی نیست؛ متن تثبیت قدرت چانه‌زنی ایران است.

شکست مهندسی متن علیه ایران

مصطفی صادقی : اکنون دیگر روشن‌تر از قبل می‌توان گفت که پرونده ایران و آمریکا در وضعیت «توافق نزدیک» نیست؛ در وضعیت نبرد بر سر معنای توافق است. از یک‌سو متن‌ها همچنان از مسیر پاکستان در رفت‌وبرگشت‌اند و از سوی دیگر، ترامپ با همان زبان آشنای تهدید گفته حاضر به دادن هیچ امتیازی به ایران نیست و ایران «می‌داند چه چیزی در انتظارش است». هم‌زمان، برخی مقام‌های آمریکایی نیز گزارش‌ها درباره موافقت واشنگتن با لغو تحریم‌های نفتی ایران را تکذیب می‌کنند. همین تناقض، معنای صحنه را روشن‌تر می‌کند: آمریکا هنوز می‌خواهد بدون پذیرش هزینه جنگ و تحریم، از ایران امتیاز راهبردی بگیرد.

اما نکته مهم اینجاست که متن ایران دقیقاً برای مقابله با همین بازی نوشته شده است. تیم مذاکره‌کننده ایرانی، نه وارد هیاهوی روانی ترامپ شده، نه از ادبیات تهدید او جا خورده و نه اجازه داده واشنگتن، شکست‌های میدان را پشت میز جبران کند. تهران متن خود را بر یک منطق روشن بنا کرده است: پایان جنگ، رفع محاصره، بازگشت دارایی‌ها، تعیین تکلیف واقعی تحریم‌ها، تضمین اجرا و حفظ حقوق هسته‌ای. این یعنی ایران چیزی را که در جنگ نداده، در مذاکره هم تقدیم نخواهد کرد.

مسئله اصلی همین جابه‌جایی در دستور کار است. آمریکا می‌خواهد نام بحران را «هسته‌ای» بگذارد؛ یعنی همه‌چیز، از جنگ و محاصره تا تهدید لبنان و دارایی‌های بلوکه‌شده، در حاشیه برود و فقط درباره محدود سازی ایران سخن گفته شود. اما متن ایران صورت مسئله را برمی‌گرداند به نقطه واقعی آن: جنگی آغاز شده، محاصره‌ای اعمال شده، پول ملتی مسدود شده و امنیت منطقه‌ای هدف گرفته شده است. پس مذاکره باید از پایان همین وضعیت آغاز شود، نه از عقب‌نشینی ایران از حقوق خود.

در بخش هسته‌ای نیز مرز متن ایران دقیق است. گفت‌وگو درباره نحوه مدیریت مواد غنی‌شده، سطح دسترسی‌های نظارتی، زمان‌بندی یا سازوکارهای فنی یک بحث است؛ معامله بر سر اصل حق غنی‌سازی بحثی دیگر. ایران می‌تواند درباره ترتیبات فنی و اجرایی گفت‌وگو کند، اما اصل حق غنی‌سازی را پای میز معامله نمی‌برد.حق غنی‌سازی ذیل NPT تعریف شده و موضوعی نیست که آمریکا بخواهد آن را ببخشد یا پس بگیرد. همین تفکیک فنی، نقطه قوت متن ایران است.

در حوزه نفت و تحریم نیز تفاوت‌ها اساسی است. اگر آمریکا از معافیت موقت نفتی سخن بگوید، این هنوز لغو تحریم نیست؛ فقط بازکردن پنجره‌ای کوتاه در همان معماری فشار است. اگر از آزادسازی بخشی از دارایی‌های ایران حرف بزند، این هم تا وقتی به بازگشت کامل و شفاف اموال ملت ایران متصل نباشد، احقاق حق نیست؛ مدیریت بحران برای واشنگتن است. متن ایران درست در برابر همین ابهام‌ها ایستاده است.

از همین‌رو، عصبانیت ترامپ را نباید نشانه شکست متن ایران دانست؛ برعکس، باید آن را نشانه اصابت متن به نقطه حساس واشنگتن فهمید. اگر پیشنهاد ایران نرم، خالی و آماده امتیازدهی بود، ترامپ چنین برآشفته نمی‌شد. مسئله این است که تهران متنی نوشته که امکان بازی‌سازی آمریکا را محدود می‌کند: نه پایان جنگ در برابر امتیاز هسته‌ای، نه وعده کاغذی به جای دارایی‌های ایران، نه معافیت موقت به جای رفع تحریم، نه آتش‌بس بی‌ضمانت به جای پایان واقعی بحران.

اکنون سه مسیر پیش روست: ادامه چانه‌زنی سخت از مسیر پاکستان، فرسایش در وضعیت نه جنگ نه صلح، یا بازگشت به نقطه جوش اگر واشنگتن دوباره خیال کند با تهدید می‌تواند چیزی را بگیرد که در متن نگرفته است. اما یک چیز تا اینجا روشن شده است: متن ایران، متن عقب‌نشینی نیست؛ متن تثبیت قدرت چانه‌زنی ایران است. ترامپ عصبانی است، چون فهمیده تهران در مذاکره هم همان‌قدر ایستاده که در میدان ایستاد.

۰

دیدگاه تان را بنویسید