مرد هزار چهره و خلاء ضوابط در روابط اجتماعی
حسن معظمی
مجموعه "مرد هزار چهره" ساخته مهران مديري با مضمون طنز - هجو اجتماعي در ايام نوروز از شبكه سوم سيما پخش و روايتي جديد از جامعه غيرمتعارف با روابطي به ظاهر پيچيده در خلا ضوابط در حوزه مناصب اجتماعي را در معرض ديد مخاطبان تلويزيوني قرار داد. طنز به عنوان مقولهاي جذاب و مخاطب پسند همواره مورد توجه برنامه سازان تلويزيوني و كارگردانان سينما بوده و طرح مباحث مختلف كه شايد پرداخت و بيان آن در گونه ديگر با چالشهايي روبه رو شود معمولا در اين ژانر دستمايه كار قرار ميگيرد. زبان طنز با وجود گزندگي و نوعي تلخي براي مخاطبان اصلي موضوع اثر، در جوامع مختلف قابل درك و تحمل بوده و اين امر موجب شده كه فيلمسازان و برنامه سازان بتوانند با بهرهگيري از آن يه طرح مباحث چالشي روي پرده نقرهاي و قاب كوچك تلويزيون بپردازند. مديري در مرد هزار چهره نيز با بهرهگيري از اين ظرفيت و در ادامه آثار قبلي خود كه ترسيم گر ناكجاآبادي براي روايت بوده است. مسعود شصت چي كارمند ساده بخش بايگاني اداره ثبت كه سالهاست در زيرزمين با هزاران پرونده مانوس بوده و در اين ميان دل به همكار خود بسته و تصميم به ازدواج دارد و قرار براي رفتن به خانه همسر آينده زندگي و سرنوشت او را دستخوش تغييرات و محور روايت داستان مرد هزار چهره ميشود. مسعود ، جوان ساده دل شهرستاني با وسوسه پدر همسرآيندهاش براي گرفتن جايزه بانك به جاي پسرش سپهرجندقي كه سالهاست در خارج از كشور بسر ميبرد و با جعل شناسنامه او به بانك ميرود و براي دريافت جايزه بانك راهي تهران ميشود. او درتهران و در مراسمي كه براي معرفي برندگان ترتيب داده شده توسط فردي با عنوان طبيبيان كه صاحب بيمارستاني است با سپهر جندقي كه فوق تخصص مغز و اعصاب است اشتباه گرفته شده و وارد ماجراهايي ميشود. مسعود با عنوان جندقي وارد دنياي پزشكي ، بيمارستان ، اتاق عمل ، جان مردم و باقي قضايا ميشود و در اين ميان با موقعيتهاي متفاوت و استهزا كنندهاي روبه رومي شود و زمانيكه متوجه ميشود هوا واقعا پس است به قصد فرار و با زهم به اشتباه لباس يك مصدوم كه اتفاقا از افسران مشهور انتظامي (سرهنگ غفاري ) است به تن كرده و در كسوت پليس و رئيس يك كلانتري در پايتخت ظاهر ميشود. سرهنگ غفاري كه سالها در مناطق مرزي و با گروههاي اشرار و قاچاق مواد مخدر درگير بوده و به دليل لياقت و شجاعت از آوازهاي در ميان نيروهاي پليس برخوردار است، مسعود در لباس او وارد محيط كلانتري شده و با تعاريف غلوآميز سرباز وظيفهاي كه به دليل غفلت در دوران اضافه خدمت بسر ميبرد، جاخوش ميكند و موقعيتهاي طنزي را در اين كسوت بوجود ميآورد. او كه با سلسله مراتب نظامي آشنا نبوده و از دنياي پليس و مجرمان هيچ آگاهي ندارد با حماقت و ناداني، افسر وظيفه شناس كلانتري را مهار و زنداني ميكند و به سربازچلمن پرو بال ميدهد و همه چيز را بهم ميريزد و زمانيكه دوباره هوا را پس مييابد قصد فرار ميكند . مسعود اين بار سر از محافل ادبي و هنري به جاي فرد ديگري با عنوان استاد طوفان در ميآورد و قضايا قبلي در محيطي به اصطلاح فرهنگي با شخصيتهاي ادبي كه جملگي ساده ، خوش باورو بيسواد نمايانگر ميشوند، تكرار ميشود. مسعود در نهايت و پس از خلاص از اين محفل سر از باندهاي تبهكاري و مافيايي در ميآورد و پس از فراز و نشيبهاي مسخره كه هيچ يك جنبه واقعي و ملموس در اين حوزه ندارد ، فرار و در حين گرفتن جايزه بانك توسط همان افسر وظيفه شناس جوان كلانتري دستگير و روانه دادگاه و زندان ميشود. دفاع مسعود شصت چي يا همان مرد هزار چهره در دادگاه نيز در نوع خود جالب است ، او خود را مستحق مجازات سنگين نميداند چراكه تصور او از وارد شدن به اين چرخه را ناشي از اشتباه شخصي و عمومي و نوعي درگيري در بازي نافرجام ميداند. مرد هزار چهره فارغ از نوع شخصيت پردازي و روايت، تداعي گر همان وضعيت حسين قلي خاني است كه ناشي از آشفتگي و بهم ريختگي روابط و ضوابط اجتماعي و مشخص نبودن جايگاه افراد و مناصب مختلف است . فرد با نيت خير در جايگاهي كه شايسته آن نيست قرار ميگيرد و عواقب كار هيچ گاه دامنگير او نبوده و اين جامعه هست كه بايد هزينه اين اشتباه و انتخاب ناصحيح را پرداخت و در نهايت فرد به دليل همان نكته كه شصت چي نيز در دادگاه خود به آن اذعان كرد كه او اشتباهي بوده ، تبرئه ميشود. مجموعه مرد هزار چهره به رغم اصرار سازندگان برمدار روايي همان ناكجاآباد كه در ساختههاي قبلي مديري نيز كه در پاورچين، نقطه چين و شبهاي برره برجسته شد، قرار دارد و هجو جامعهاي است كه در عين پيچيدگي در روابط از نبود ضوابط و فقدان شايسته سالاري رنج ميبرد. مديري با ساخت آثار مورد اشاره و به عنوان يك برنامه ساز موفق تلويزيوني ، مدار روايي خود را براي طرح مباحث بعضا به ظاهر چالشي يافته و در كلام طنزهجوگونه آثار خود، نقد افراد ، طبقات و جايگاههاي مختلف اجتماعي را دستمايه كار قرار داده است . مرد هزار چهره با وجود كاستيهايي در فضاسازي و شخصيت پردازي و نوعي شتابزدگي در مقايسه با ساير توليدات نوروزي سيما از بار معنايي مناسبتري برخوردار بود. منبع: ایرنا
دیدگاه تان را بنویسید